جعفر رسا
.... واقعيت اين است كه خود قدمت زمان، آن چه رخ داده است را غير امروزى و امرى مربوط به گذشته مىكند. موافق و مخالف ممكن است درباره علل و اهميت چنين رخدادى مجادله كنند، ولى رجوع آنها هميشه با قيد گذشته است. براى بسيارى انقلاب اكتبر چنين شده است. شخصيتهاى آن، موميايى، قديس و يا نفرين شده هستند. درباره رويدادهاى انقلاب اكتبر، رمان و فيلم ساختهاند. دقايق آن مورد موشكافى تاريخ نويسان و محققين قرار گرفته است. نه فقط مخالفين هميشگى اين انقلاب، بلكه حتا موافقينى كه تا همين دو دهه قبل براى اين انقلاب سينه چاك مىدادند، امروزه ديگر مىگويند: هر چه بود، اين انقلابى مربوط به گذشته است. نه فقط سرخى پرچم انقلاب، بلكه خود امر انقلاب به عنوان وسيلهاى براى تحول جامعه، مربوط به دوران سپرى شده تاريخ است.
اين جا چيزى بيشتر از تحريف تاريخ و توهين به شخصيتهاى اتقلاب اكتبر مورد توجه است. بورژوازى از همان روز اول وقوع انقلاب اكتبر درباره آن دروغ گفته است. براى نامشروع جلوه دادن اين انقلاب، تحولى كه به همت ميليونها كارگر و زحمت كش روس و غير روس رخ داد _ همان توده عظيمى كه حزب بلشويك را به جلو پرتاب كرد و لزوم انقلاب را بر بسيارى از رهبران مذبذب آن تحميل نمود _ را به يك كودتا تقليل دادند. بورژوازى غرب كه ديوار برلين را دال بر وجود استبداد و اختناق در شرق و ترس رژيمهاى آن از نفوذ فرهنگ غرب تبليغ مىكرد، فراموش مىكند بگويد كه براى سالها بعد از انقلاب اكتبر اين خود آن بود كه مسافرت از غرب به روسيه را ممنوع يا بشدت محدود كرده بود. بورژوازى غرب كه وجود تعدد احزاب در غرب را برترى نظام سياسى خود بر شرق معرفى مىكرد، نمىخواهد بياد آورد كه پس از انقلاب اكتبر است كه حق راى همگانى را براى همه شهروندان خود، منجمله زنان، معمول كرده است. نه فقط اين، بلكه از كاهش ساعات كار روزانه به هشت ساعت گرفته، تا تعطيلات آخر هفته، تا آموزش و پرورش رايگان براى همه كودكان، تا بيمه بازنشستگى براى همه سالمندان، و بخش زيادى از اصلاحات ديگر رفاهى كه در زندگى مردم در غرب رخ داده، همگى شروعشان مديون اقداماتى است كه دولتهاى سرمايه دارى در غرب براى حفظ حاكميت خود و از ترس تكرار الگوى روسيه و قدرت انقلابى كارگران در كشورشان، مجبور به قبول آنها شدند. قطعا تاريخ اين قرن بشر، بدون اين انقلاب، متفاوت و طبعا انباشته تر از تحقير و ستم بر انسان مىشد......
ادامه مطلب



