تبليغاتX
انقلاب کمونیستی

انقلاب کمونیستی

سیاسی_اجتماعی

                                       در دفاع از انقلاب اكتبر

                  354 

جعفر رسا 

.... واقعيت اين است كه خود قدمت زمان، آن چه رخ داده است را غير امروزى و امرى مربوط به گذشته مى‌كند. موافق و مخالف ممكن است درباره علل و اهميت چنين رخدادى مجادله كنند، ولى رجوع آن‌ها هميشه با قيد گذشته است. براى بسيارى انقلاب اكتبر چنين شده است. شخصيت‌هاى آن، موميايى، قديس‏ و يا نفرين شده هستند. درباره رويدادهاى انقلاب اكتبر، رمان و فيلم ساخته‌اند. دقايق آن مورد موشكافى تاريخ نويسان و محققين قرار گرفته است. نه فقط مخالفين هميشگى اين انقلاب، بلكه حتا موافقينى كه تا همين دو دهه قبل براى اين انقلاب سينه چاك مى‌دادند، امروزه ديگر مى‌گويند: هر چه بود، اين انقلابى مربوط به گذشته است. نه فقط سرخى پرچم انقلاب، بلكه خود امر انقلاب به عنوان وسيله‌اى براى تحول جامعه، مربوط به دوران سپرى شده تاريخ است.
اين جا چيزى بيشتر از تحريف تاريخ و توهين به شخصيت‌هاى اتقلاب اكتبر مورد توجه است. بورژوازى از همان روز اول وقوع انقلاب اكتبر درباره آن دروغ گفته است. براى نامشروع جلوه دادن اين انقلاب، تحولى كه به همت ميليون‌ها كارگر و زحمت كش‏ روس‏ و غير روس‏ رخ داد _ همان توده عظيمى كه حزب بلشويك را به جلو پرتاب كرد و لزوم انقلاب را بر بسيارى از رهبران مذبذب آن تحميل نمود _ را به يك كودتا تقليل دادند. بورژوازى غرب كه ديوار برلين را دال بر وجود استبداد و اختناق در شرق و ترس‏ رژيم‌هاى آن از نفوذ فرهنگ غرب تبليغ مى‌كرد، فراموش‏ مى‌كند بگويد كه براى سال‌ها بعد از انقلاب اكتبر اين خود آن بود كه مسافرت از غرب به روسيه را ممنوع يا بشدت محدود كرده بود. بورژوازى غرب كه وجود تعدد احزاب در غرب را برترى نظام سياسى خود بر شرق معرفى مى‌كرد، نمى‌خواهد بياد آورد كه پس‏ از انقلاب اكتبر است كه حق راى همگانى را براى همه شهروندان خود، منجمله زنان، معمول كرده است. نه فقط اين، بلكه از كاهش‏ ساعات كار روزانه به هشت ساعت گرفته، تا تعطيلات آخر هفته، تا آموزش‏ و پرورش‏ رايگان براى همه كودكان، تا بيمه بازنشستگى براى همه سالمندان، و بخش‏ زيادى از اصلاحات ديگر رفاهى كه در زندگى مردم در غرب رخ داده، همگى شروع‌شان مديون اقداماتى است كه دولت‌هاى سرمايه دارى در غرب براى حفظ حاكميت خود و از ترس‏ تكرار الگوى روسيه و قدرت انقلابى كارگران در كشورشان، مجبور به قبول آن‌ها شدند. قطعا تاريخ اين قرن بشر، بدون اين انقلاب، متفاوت و طبعا انباشته تر از تحقير و ستم بر انسان مى‌شد......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 19:30  توسط پیمان  | 

سه منبع و سه جزء
سوسياليسم خلقى ايران
 

 45564564

"منصور حکمت"

۱۳۵۹/۸/۳

سوسياليسم خلقى انحراف حاکم بر جنبش کمونيستى ما است. ما در اين مقاله به ارکان تئوريک پايه اى اين ديدگاه انحرافى در زمينه هاى فلسفى، اقتصادى و سياسى به اختصار اشاره ميکنيم. در اين مقاله قصد ما نه بسط تفصيلى اين سه منبع و سه جزء سوسياليسم خلقى، بلکه طرح الگوئى است که بتواند وجوه مختلف نقد ما را از اين ديدگاه در مقالات مختلف و در آينده، بيکديگر پيوند دهد و اشاره اى باشد بر جبهه هاى عمومى مبارزه تئوريک بر عليه پوپوليسم. اين جبهه ها هم اکنون در جنبش کمونيستى گشوده شده اند. ما به سهم خود تا کنون کوشيده ايم وجوه اقتصادى و سياسى (و تا حدودى متدولوژيک) پوپوليسم را به نقد بکشيم و به اين تلاش ادامه خواهيم داد. در زمينه فلسفى اصولا کمتر در جنبش کمونيستى کار شده است و برخورد صريح و عميق به اين جنبه از انحرافات جنبش کمونيستى در واقع با مقاله ارزشمند "بحثى در باره تئورى و پراتيک" از رفقاى رزمندگان... (م . ل) در نشريه "راه سوسياليسم" نيز سود جسته ايم (ما مطالعه اين مقاله را، صرفنظر از برخى ابهامات و اشکالاتى که در باره آن داريم، به رفقا و هواداران توصيه ميکنيم). طبيعى است که بحث ما در اين زمينه نميتواند اقناعى و تشريحى باشد و براى کسانى که متون ما را تعقيب کرده اند لزوما بحث تازه اى در برنخواهد داشت. اما همانطور که گفتيم عمدتا تلاش کرده ايم تا رئوس نقد مارکسيستى از سوسياليسم خلقى در ايران را در زير چتر يک مقاله جمعبندى کنيم.
ذکر اين نکته ضرورى است که اگر لنين در مقاله "سه منبع و سه جزء مارکسيسم" با قاطعيت اعلام ميدارد که سوسياليسم علمى آموزشى محدود و جامد و بدور از شاهراه تکامل تمدن جهانى نبوده، بلکه خود ادامه مستقيم و بلاواسطه آموزش بزرگترين نمايندگان فلسفه و علم اقتصاد و سوسياليسم است، ما، امروز که مارکسيسيم و سوسياليسم علمى خود پيشروترين نماينده تفکر و تمدن بشرى در اين هر سه زمينه است، اعلام ميکنيم که سوسياليسم خلقى و سه منبع و سه جزء آن در ايران دستگاه فکرى پوسيده اى را تشکيل ميدهد که کاملا جدا از شاهراه تکامل تفکر جهانى است و ميبايد هر چه قاطع تر و سريع تر از خاطر پرولتارياى ايران و پيشاهنگان انقلابى آن زدوده شود. بهمين ترتيب، اگر مارکسيسم حاصل نقد و تکامل بخشيدن آگاهانه دستاوردهاى فلسفه، اقتصاد و سياست عصر خويش است، سوسياليسم خلقى ايران، بيانگر بقاى خود بخودى و ناآگاهانه انحرافاتى "عتيق" در جنبش کمونيستى ما است. به اين دليل شايد ذکر "فوئرباخيسم" و يا "کائوتسکيسم" بعنوان "منبع" براى سوسياليسم خلقى در ايران صحيح نباشد، چرا که پوپوليستهاى ما خود ادامه منطقى تفکر خويش را در اين گرايشات جستجو نميکنند و لذا سه جزئى که ما برميشماريم الزاما، از نظر تحليلى و تاريخى، منشاء سوسياليسم خلقى در ايران نيستند، بلکه غايت منطقى و تئوريزه شده مبانى فکرى خام اين انحراف را تشکيل ميدهند.......

پ.ن: هدف از درج مقاله مذبور در واقع این است که امروزه نیز گرایشات "سوسیالیسم خلقی " بر جنبشهای اجتماعی -طبقاتی در (حداقل) خاورمیانه و ایران سنگینی میکند.   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 20:25  توسط پیمان  | 

54

نوشته:ناصر پایدار 

حدود 20  سال پیش موقعی که « لوپن» لیدر « جبهه ملی» فرانسه، به خود جرأت داد تا با وقاحت تمام زبان به برائت نازیسم و بی رنگ ساختن رخداد « آشویتس» بپردازد، شمار زیادی از نمایندگان فکری بخشهای دیگر بورژوازی بسیار مزورانه و عوامفریبانه به نقد او برخاستند!!! در آن روزها شدت مجادلات، حتی روزنامه های دولتی و غیردولتی منتشر کننده مقاله لوپن را نیز  سخت در لابلای خود فرو پیچید. کار به جائی رسید که ژورنالیست های دست اندر کار و سرمایه داران صاحب امتیار نشریات بخشی از کار و زندگی خویش را رها کردند، ساعت ها و روزها به ورق زدن دائرة المعارف ها و فرهنگهای لغت دنیا پرداختند تا شاید برای کلمات و عبارات مورد استفاده لوپن معادلی موجه و آرام بخش دست و پا کنند!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 15:14  توسط پیمان  | 

                                   34

وخامت وضعیت جسمی و انتقال "محمود صالحی" به بیمارستان

 

صبح روز پنجشنبه 1 شهریور ماه وضعیت جسمی "محمود صالحی" بار دیگر رو به وخامت گذاشت و ماموران زندان وی را به بخش اورژانس بیمارستان توحید سنندج منتقل کردند.

بر اساس گزارش کمیته دفاع از محمود صالحی، فشار خون نامبرده به 21 درجه رسید و ماموران رژیم اسلامی با بستن دست و پای"محمود صالحی" و تحت تدابیر شدید امنیتی وی را به اورژانش بیمارستان توحید سنندج منتقل کردند. 

تا لحظه دریافت خبر،"محمود صالحی" همچنان در بخش اورژانس بیمارستان توحید و تحت مراقبت پزشکی قرار دارد.

"محمود صالحی" رهبر سرشناس و خستگی ناپذیر جنبش کارگری ایران که از سوی رژیم اسلامی به یک سال زندان محکوم شده است، روز 22 فروردین ماه بازداشت و به زندان سنندج منتقل شد.

"محمود صالحی" در حالی حدود 4 ماه است که در زندان سنندج به سر می برد، که یک کلیه اش را از دست داده و کلیه دیگرش نیز 25 درصد کار می کند و پزشکان متخصص بارها اعلام کرده بودند که باید  فورآ برای مداوا و معالجه به خارج از زندان انتقال یابد.

+ نوشته شده در  ساعت 23:13  توسط پیمان  | 

 354

ناصر زر افشان

مرداد ۱۳۸۶

برگرفته از سایت سلام دمکرات

در شماره 16 روزنامه هم ميهن مصاحبه اي با آقاي عباس ميلاني زير عنوان "روزگار سپري شده روشنفکران چپ" منتشر شده است که در آن بنا به توضيح مصاحبه کننده قرار بوده است درباره "روشنفکران چپ ادبي و دلائل تفوق طولاني آنها بر فضاي فکري جامعه " بحث شود؛ اما اگر از چند فتواي کوتاه و بدون دليل راجع به چند چهره ادبي بگذريم ، آنچه در اين مصاحبه مورد بحث قرار گرفته ، بجاي چپ ادبي ايران ، جنبش چپ بطور کلي و در همه جهان و بخصوص جنبه هاي سياسي و ايدئولوژيک آن است ؛ و از کائوتسکي و لنين و گرامشي و مائو تسه تونگ و لين پيائو گرفته تا کامبخش و خليل ملکي و آريان پور ، از طبري و ترويج مارکسيسم و فروغي و تجدد فکري در ايران و "سير حکمت در اروپا" گرفته تا مصدق و کودتاي 28 مرداد و ماهيت اين کودتا و جريان تشکيل حزب رستاخيز و ايدئولوژي آن و نو تاريخي گري و بي حافظگي تاريخي ايرانيان سخن رفته است که بديهي است هيچ يک از اين مباحث ، بحث ادبي نيست ، و هيچ يک از اين چهره ها نيز چهره هاي ادبي و هنري نيستند. من ترديد دارم که آقاي ميلاني نويسنده و هنرمند باشد ، يعني قريحه و خلاقيت ادبي و هنري داشته باشد ؛ نيز ترديد دارم که او صلاحيت نقد ادبي داشته باشد ، اما يقين دارم کسي که در زمان واحد ، خود را هم نظريه پرداز سياسي و ايدئولوگ ، و هم منتقد ادبي و هنري بداند ، و هم در زمينه تفکر سياسي و فلسفي و هم در زمينة خلق ادبي و هنري اظهار لحيه کند ، از هيچ يک از اين دو چيزي نمي داند و شايد به همين دليل هم وقتي مصاحبه کننده از او در مورد "روشنفکران ادبي يا نويسندگان روشنفکر" سؤال ميکند، جواب اين سؤال را نمي دهد و بجاي آن ، چون چنته اش در اين زمينه خالي است ، وارد عرصه سياسي و ايدئولوژيک مي شود. زيرا تحليل ادبي و هنري ، عرصه اي است خاص خود و جولان در اين عرصه نيازمند آگاهي هاي تخصصي از موضوع و نقد و تحليل بر اساس نظريه هاي ادبي و روشهاي خاص اين رشته است ، و بدون نقد و تحليل با چهار کلمه کلي گويي بي پايه و فتوا مانند از اين قبيل که "نصف داستان هاي کوتاه هدايت را هيچ روزنامه اي چاپ نمي کرد ، اينقدر که زبانش سست است ، اينقدر که بافتش ضعيف است ..." نمي توان پرونده کسي مثل هدايت يا علوي يا صمد بهرنگي را بست.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 14:50  توسط پیمان  |